جاجیمِ کرمانج؛ بافته‌ای که خاطره، باور و کوچ را در تاروپود خود نگه داشته است

در میان دست‌بافته‌های رنگین و پرمایه‌ی عشایر کرمانجِ خراسان شمالی، نامی آشنا و ماندگار خودنمایی می‌کند: «جاجیم». بافته‌ای ضخیم و راه‌راه، هم‌ریشه با گلیم و پلاس که در گویش محلی کردی کرمانجی «جاجِم» خوانده می‌شود و یادگاری از نسل‌هایی است که پشم، رنگ و صبوری را در هم بافتند تا هم زیراندازی گرم و استوار بیافرینند و هم بخشی از باورها و آرزوهایشان را در دل نقوش نقش کنند. هنری که شماره ثبت ۳۳۱۳ را در فهرست میراث‌فرهنگی ناملموس ایران به خود اختصاص داده و امروز به عنوان یکی از نمادهای بومی و سنتی عشایر این استان شناخته می‌شود.

جاجیم، برخلاف بسیاری از بافته‌ها، با نواربافی به هم می‌پیوندد؛ تار آن از پشم رنگارنگ و ظریفتر و پرشمارتر از چله‌ی گلیم کشیده می‌شود و پودِ پشمیِ یک‌رنگ از میان آن می‌گذرد تا پس از شانه‌زدن و فشردن، بدل به پارچه‌ای محکم و ماندگار شود. الیاف طبیعیِ پنبه و پشم، استحکام و پایداری این بافته را در برابر سایش و فرسایش تضمین می‌کنند و همین ویژگی، جاجیم را همدم همیشگی زندگی کوچ‌نشین کرده است. از تهیه‌ی توبره، خورجین و کیسه‌های حمل علوفه تا زیرانداز، پلاس، فرش، رختخواب‌پیچ و حتی بالاپوشی گرم در روزهای کوچ؛ جاجیم نه تنها بافته‌ای برای آرامش و آسایش که ابزاری برای زندگیِ همراه با کوچ و جابه‌جایی بود و به همین دلیل نیز طراحی می‌شد تا به راحتی بر پشت اسب و شتر بار شود.

نقوش جاجیم‌های خراسان شمالی از دل همین زندگی برخاسته است. کردهای این دیار که در تپه‌ماهورها و با روحیه‌ای صلح‌جو و محافظه‌کار روزگار گذرانده‌اند، خطوط اریب و رنگ‌های سنگین و تیره را برگزیده‌اند؛ نقوشی انتزاعی و بسیار بدیع که از ذهن زنانی برخاسته است که شاید هیچ شناختی از زیبایی‌شناسی آکادمیک نداشتند، اما با ذوق، استعداد و حوصله‌ای که خود بالاترین درجه‌ی هنر است، بدیع‌ترین نقش‌ها را آفریدند. گل‌های ریز شطرنجی، نقوش هندسی و برگرفته از گل و گیاه و جانوران، هر یک روایتی از باورها، افکار و اعتقادات این قوم است که سینه‌به‌سینه و به‌صورت ارثی از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. هرچند تاریخ دقیق پیدایش این هنر در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است؛ چرا که منسوجات دیرپای نیستند و با گذر زمان از میان می‌روند، اما با تکیه بر جاجیم‌های کهنِ موجود در میان اهالی استان و مصاحبه‌های انجام‌شده، می‌توان قدمت این هنر را دست‌کم به پنج نسل پیش رساند.

در گذشته، جاجیم‌بافی از مهم‌ترین هنرهای زنان و دختران کرمانج بود و هر خانواده‌ای سالانه سفارش جاجیم و جانماز داشت؛ چه برای مصرف خانگی، چه به‌عنوان سوغات و چه به‌نیت چشم‌روشنی و جهیزیه‌ی تازه‌عروسان. جاجیم، هم زینت‌بخش کرسیِ شب‌های زمستان بود و هم چهارقدِ تشک و لحافِ اعیان؛ هم پرده‌ای میان مجلس زنانه و مردانه و هم نیاز هر خانوار کُرد. بافندگان این هنر، عمدتاً زنان و دختران خانه‌دار بودند که در کنار فعالیت‌های روزمره‌ی خود، از اوقات فراغت‌شان بهره می‌گرفتند تا جاجیم‌هایی از پشم خالص، با نخ‌های رنگیِ ریسیده‌شده با ذوق و بافتی یک‌دست و خوش‌ترکیب بیافرینند. تولید در جوامع عشایری و روستایی، تقریباً حالت حرفه‌ایِ غیردائمی و فصلی داشت و بخش عمده‌ی این بافته‌ها جنبه‌ی خودمصرفی داشت؛ هرچند بخشی از آن در مراکز دادوستد محلی مبادله می‌شد و سهمی از درآمد خانوار را تأمین می‌کرد. خودکفایی عشایر، در همین بافته‌هایشان نیز خود را نشان می‌دهد.

با این‌همه، رواج جاجیم‌بافی در دو سه دهه‌ی اخیر با فراز و نشیب‌هایی همراه بوده است. با از بین رفتن کاربرد سنتی این بافته که بیشتر به‌صورت رویه‌ی لحاف و رورختخوابی بود، مدتی بافت آن از رواج افتاد؛ اما اقبال دوباره‌ی مردم و خلق کاربردهای نوین، جان تازه‌ای به این هنر بخشید. امروز از پشتی، روتختی، موتکا، زین، کیف‌های جاجیمی و روکش مبل تا روکش صندلی خودرو، روفرشی، سفره‌ی نان، سجاده، کوسن، دمپایی، جای نماز و جوراب، رختخواب‌پیچ، رومیزی و تن‌پوش‌های گوناگون، جاجیم بار دیگر به زندگی مردم بازگشته و بافت و کاربرد آن رونق گرفته است.

با این وجود، نباید از چالش‌های پیش روی این هنر چشم پوشید. هنوز کارگاه‌هایی دلسوز به احیای کار سنتی جاجیم‌بافی مشغول‌اند، اما نمی‌توان انکار کرد که این هنر همچنان با کم‌رونقی روبه‌روست؛ چراکه وقتی درخواستی نباشد، بازار عرضه نیز از میان می‌رود و کمتر نهاد یا فردی از این هنر پشتیبانی می‌کند. در روزگاری که هر نقش و طرحی با بافت ماشینی و در اندک‌زمانی تولید می‌شود، جایی برای هنر سنتی و دستی چندان باقی نمانده است.

شاید نجات این میراث گران‌بها، در گرو آن باشد که جامعه، بار دیگر به ارزشِ دست‌های هنرمند و نقشی که در دل این بافته‌ها جای گرفته است، پی ببرد و با خرید و استفاده از کاربردهای نوین آن، این هنر اصیل را از دل تاروپودِ فراموشی بیرون بکشد.

این مطلب را به اشتراک بگذارید

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها